تبليغاتX
لانگ شات
یادداشتهای یک آماتور
هوالحق

 فیلم  ماهی ها هم حرف میزنند  به نویسندگی و کارگردانی ابوالقاسم مهدوی بعد از ظهر جمعه ۲۹/۸/۸۸ در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بندرگز به نمایش در آمد . این جلسه با حضور عوامل سازنده و به دعوت کانون فیلم و عکس شهرستان بندرگز برگزار شد و پس از مقدمه کوتاهی از رشید نصیری (کارشناس هنری اداره ارشاد) ابوالقاسم مهدوی ضمن تشریح مراحل تولید اثر به  علل طولانی شدن مرحله تدوین و سایر مشکلات اشاراتی داشتند .

در ادامه فیلم کوتاه ماهی ها هم حرف می زنند برای اولین بار و بصورت خصوصی به نمایش در آمد و در پایان برنامه لوح یادبود و یک نسخه از فیلم به کلیه عوامل اهدا گردید.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 10:3  توسط محسن  | 

.... فیلم داستانی " ماهی ها حرف می زنند " به نویسندگی و کارگردانی ابوالقاسم مهدوی و به تهیه کنندگی حوزه هنری استان گلستان آماده و تحویل واحد هنرهای تصویری حوزه هنری استان گلستان

گردید. این فیلم کوتاه با مدت زمان ۳۰ دقیقه در شهرستان بندرگز تصویربرداری شده  و دست مایه اولیه نگارش فیلمنامه نیز همجواری مزار مسلمین و مسیحیان در شهرستان بندرگز بوده که لوکیشن اصلی این فیلم نیز می باشد.

 عوامل اصلی فيلم :

نويسنده و كارگردان: ابوالقاسم مهدوي         

مشاور كارگرداني : سعيد رجبي

تصويربردار : محسن دماوندي كمالي

 نور و صدا : دانيال رجبي 

تیتراژ ، تدوین و صداگذاری: میلاد اکبرنژاد 

 انتخاب موسیقی : ابوالقاسم مهدوی

مدير هماهنگي و برنامه ریز : مسعود طاهری راد   

مدیرتداركات : رشيد نصيري 

طراحي لباس و اجرای دكور  : ثمانه گلي 

مجری طرح : علی اصغر قدیمی

بازيگران : شيرين بوستاني – انسيه نيشابوري – بهرام كردي – فاطمه نصيري و  يحيي ديواني

*این فیلم از سوی حوزه هنری استان به پنجمین جشنواره سراسری فیلم کوتاه دینی رویش ارسال شده است. کلیه آثار ارسالی از سوی حوزه هنری و هنرمندان استان گلستان به جشنواره رویش متعاقبا در جدول جداگانه تهیه و اعلام خواهد شد.جشنواره فوق از سوی حوزه هنری کشور در آذر ماه هر سال در مشهد برگزار میشود . 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:17  توسط محسن  | 

در مقايسه فيلم‌هاي بلند سينماي ايران با فيلم‌هاي كوتاه داستاني متوجه مي‌شويم كه فيلم‌هاي كوتاه داستاني به لحاظ قدمت قابل مقايسه با فيلم‌هاي بلند نيستند؛ چنان‌كه نخستين فيلم‌هاي كوتاه داستاني، تازه از دهه چهل پا به عرصه سينماي ايران گذاشتند. در حالي كه در آن دهه ساليان سال از ساخت فيلم‌هاي بلند در سينماي ايران مي‌گذشت. از لحاظ كميت، فيلم‌هاي كوتاه قبل از انقلاب قابل مقايسه با فيلم‌هاي كوتاه بعد از انقلاب نيستند. اين مسئله نشان‌دهنده استقبال گسترده استعدادهاي جوان پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از هنر و سينما و عرصه فيلم كوتاه است.

مقوله فيلم كوتاه و رابطه آن با فيلم بلند از جنبه‌هاي مختلف قابل بررسي است. اما اين ديگر مبحثي تكراري در نقدهاي اين سال‌ها شده كه بسياري از فيلم‌هاي بلند ايراني كه هر سال توليد مي‌شوند قابليت تبديل‌شدن به فيلم‌ بلند را ندارند. ايده بسياري از فيلم‌هاي ايراني در حد و اندازه‌هاي فيلم كوتاه است، ولي كارگردان بي‌جهت آن‌ها را طولاني كرده است و متأسفانه اين فيلم‌هاي مطول‌شده به جز در موارد استثنايي بدل به فيلم‌هايي كسل‌كننده و طولاني شده‌اند و در نتيجه بر استقبال تماشاگر هم تأثير منفي گذاشته‌اند.

اين نكته به اين جهت ذكر شد كه اهميت فيلم كوتاه روشن شود. چه بسيار فيلمسازاني كه ايده‌هاي خوب براي فيلم كوتاه دارند و آن‌ها را با ساخت فيلم بلند هدر مي‌دهند. عرصه فيلم كوتاه مي‌تواند بستري براي درخشش اين ايده‌هاي كوتاه و درخشان باشد. ساخت فيلم كوتاه در حال حاضر بدل به فرصتي شده كه فيلمسازان جوان پيش از ورود به سينماي حرفه‌اي، آزمون و خطاي خود را بكنند و با آمادگي بيشتري وارد عرصه ساخت فيلم‌هاي بلند شوند. به همين جهت ساخت فيلم كوتاه آزمون مناسبي براي خيل مشتاقان فيلمسازي است. چه بسا برخي از علاقه‌مندان اصولاً صلاحيت و استعداد ورود به سينماي حرفه‌اي را نداشته باشند و با ساختن فيلم كوتاه به عدم صلاحيت خود پي ببرند. اما از سويي ديگر اينكه فيلم كوتاه محدود به موقعيتي براي محك خوردن جوانان شود قابل قبول نيست.

فيلمسازان بنام هم مي‌توانند در عرصه‌ فيلم كوتاه فعال باشند، اما متأسفانه اكثر فيلمسازان حرفه‌اي ما كسر شأن خود مي‌دانند كه فيلم‌ كوتاه بسازند. شايد در نظر آن‌ها ساخت فيلم كوتاه مختص فيلمسازان آماتور است. اين در حالي است كه در سينماي جهان چنين نيست، چه بسا فيلمسازان پرآوازه‌اي كه در كنار فيلم‌هاي بلندشان از ساخت فيلم‌ كوتاه هم غافل نيستند. مسئله ديگري كه شايد باعث مي‌شود فيلمسازان حرفه‌اي ما كمتر به ساخت فيلم كوتاه راغب باشند آن است كه جايگاه فيلم كوتاه در مناسبات اقتصادي سينماي ايران روشن نيست. سرمايه‌گذاري روي فيلم كوتاه به هيچ وجه به‌صرفه نيست؛ آن هم وقتي كه معلوم نيست كه اين سرمايه اصولاً قابل برگشت است يا نه. البته ساخت فيلم كوتاه در مراكز دولتي بحثي جداگانه دارد، ولي مشخص است كه فيلمساز تنها با ساخت فيلم كوتاه به روش كارمندي نمي‌تواند گذران زندگي كند.

اما با وجود تمامي اين محدوديت‌ها اهميت دادن به ساخت فيلم كوتاه امري ضروري است. در اين ميان جشنواره‌هاي فيلم‌هاي كوتاه در اين سال‌ها از رونق خاصي برخوردارند و مي‌توانند نقش مؤثري در پربارتر شدن عرصه فيلم كوتاه داشته باشند.

به نقل از www.ido.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 14:48  توسط محسن  | 

هوالحق

 جلسه تودیع و معارفه سرپرست جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بندرگز امروز در سالن عمومی این اداره برگزار شد . در این برنامه ضمن قدردانی از زحمات بی دریغ برادر محمد رضا بادی ٬ آقای غلامرضا حقیقی به عنوان سرپرست جدید اداره معرفی شد . 

طی این برنامه نماهنگی به یاد ماندی از فعالیت های آقای بادی که در کانون فیلم و عکس شهرستان بندرگز تهیه شده بود پخش شد و سپس اقای ابوالقاسم مهدوی به نمایندگی از همه کانون ها به ایراد سخنان پرداختند.

ازنکات مهم این جلسه سخنان دکتر منتظری مدیرکل محترم اداره فرهنگ و ارشاد استان گلستان بود که ضمن اشاره به پتانسیل موجود در زمینه فیلم و عکس و پشیگامی شهرستان در این عرصه بنا شد مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰۰ریال به حساب این انجمن واریز گردد و به علاوه یک دستگاه ویدئوپروجکشن نیز با تمام تجهیزات به اداره ارشاد بندرگز تحویل شود.که البته بخش عظیمی از این موفقیت مرهون زحمات اقای بادی بوده  که خود ایشان نیز از اعضای هیات موسس این کانون می باشند .

امید است این قول از آن قولهایی نباشد که با حروف والی نوشته میشود و دیگر هرگز خوانده نمیشود .

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 23:55  توسط محسن  | 

هوالحق

مدتی است که فیلم دعوت آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا در سینما های کشور اکران می شود و طی این مدت انتقادها و تحسین خیلی ها را برانگیخته است. برخی خروج حاتمی کیا را از ورطه فسیل شده دفاع مقدس تبریک گفته اند و بعضی اساساً آن را کار حاتمی کیا نمی دانند. 

این وسط ما فلک زده های دهات کوره بندرگز که ۱۴ سال پیش تنها سینمای شهرمان آتش گرفت و از وعده وعیدهای مسئولین و نامزدهای انتخاباتی خسته شدید۲ نا چاریم که یا به شهر های دیگر رجوع کنیم . یا (نعوذ بالله) منتظر  نسخه روپرده ای آن باشیم. در غیر این صورت باید صبر کنیم تا از تلوزیون پخش شود.

این حقیر از آنجا که کنجکاویم گل انداخته بود با سراغ اینترنت آمدم تا از داستان فیلم اطلاع حاصل کنم. مطلب زیر را هم از سایت سیاست روز پیدا کردم که از سایر مطالب کامل تر بود :


اساسا نقد آثار كارگردان بزرگي مثل حاتمي كيا نياز به يك شناخت عميق و يك رابطه قلبي با آثارش دارد حاتمي كيا كارگرداني است كه همواره صادق بوده و هيچ وقت در آثارش ريا نكرده هميشه خودش بوده و هست و همواره ايمان به اثرش را ديده ايم كه همين در اين عصر بي ايماني نعمتي است.صداقت حاتمي كيا هم براي او هم خوب شده هم بد مثلا‌ در حالي كه در اوج ايمان و انگيزه هست پياپي شاهكار‌هايي مثل از كرخه تا راين - خاكستر سبز -برج مينو - بوي پيراهن يوسف -آژانس شيشه اي و روبان قرمز را مي سازد و جالب اين كه همه اين آثار در زماني ساخته مي شود كه كارگردان صادق ما هم جايگاه شك براي خودش مشخص است هم جايگاه ايمان و مشكل او با طرفدارانش دقيقا از جايي شروع مي شود كه خود نيز دچار آشفتگي‌هايي مي شود و به نظرم هنوز نتوانسته شادابي دهه پيش خود را بازيابد و تنها دليل اين اتفاق تنها و تنها توقيف به رنگ ارغوان است. شايد اگر اين اثر كه مانند آژانس شيشه اي يك انفجار روحي ديگر براي فيلمساز ما بود به درستي ديده مي شد حاتمي كيا مسير بهتري را طي مي كرد اما دقيقا بعد از اين اتفاق اشفتگي‌هاي حاتمي كيا شروع مي شود به نام پدر اثري به شدت ضعيف و آشفته مي شود حلقه سبز علي رغم خوبي‌ها و زيبايي‌هايش تنها يك اثر خوب است و دعوت هم همينطور شايد اگر حاتمي كيا اندكي ريا بلد بود امروز همه منتقدانش را راضي كرده بود اما مشكل و در واقع نقطه قوت حاتمي كيا كه ما را نسبت به او اميدوار نگه مي دارد همين جاست كه مي توانيم به او اميدوار باشيم. همين كه حاتمي كيا امروز با صداقت جامعه اش را نقد مي كند خود نعمتي عظيم است همين كه به مانند هم نسلش كمال تبريزي به ساختن فيلمي مثل هميشه پاي يك زن در ميان است نمي افتد خود نعمتي بزرگ است. ‌

اپيزود اول
يكي از بزرگان سينما جمله اي دارد كه مي گويد اگر نماي اول فيلم به دلتان ننشست از ديدن آن فيلم صرف نظر كنيد دعوت با نماي بسيار زيبايي در حالي كه مهناز افشار را به مانند يك مرده در آب نشان مي دهد آغاز مي شود و در واقع با يك فيلم در فيلم آغاز مي شود از حيث ساختاري و ساختار ملودرام اپيزود اول مشكل خاصي ندارد و قواعد ملودرام به خوبي رعايت شده و بازي بازيگران هم در سطح خوبي است و فيلمبرداري فوق العاده تورج منصوري هم به اين جذابيت اضافه كرده اما مشكل اپيزود اول محتواي آن است و اينكه دقيقا زني در طبقه اجتماعي شيدا صوفي چگونه بدون اطلا‌ع باردار شده؟ آيا زني در اين طبقه اجتماعي كه صد در صد آگاهي‌هاي كاملي نسبت به اين مسايل دارد نمي توانست از اين مسئله پيشگيري كند ؟مسئله به اين سادگي تبديل به نقط ضعف اصلي اين اپيزود شده.هر چند ردپاي مميزي در اين اپيزود حس مي شود. حاتمي كيا لا‌زم بود در اين اپيزود اندكي بي پروا تر باشد و اندكي وضعيت واقعي بازيگران را نشان دهد چه دليلي داشت شيدا صوفي اصلا‌ شوهر داشته باشد و از طريق شوهرش بچه دار شده باشد ؟ مي توانست همين جا داستان يك فرزند نا مشروع بيان شود كه جايش در اين فيلم خالي است.

اپيزود دوم
ضعيف ترين اپيزود از جمع اپيزود‌هاي دعوت همين اپيزود است و حاتمي كيا داستاني كه پتانسيل تبديل شدن به نقطه قوت اصلي فيلمش را داشت به نقطه ضعف اصلي فيلمش تبديل كرد در واقع فضاي شاد و شنگولي كه اين قسمت دارد اصلا‌ متناسب با موضوع و تلخي داستان نيست شايد بارداري ناخوسته زن در اين اپيزود توجيه داشته باشد اما به واقع استفاده از طنز در اين فضاي تلخ بي سليقگي است لهجه محمد رضا فروتن و سحر جعفري جوزاني در حد سريال‌هاي درجه چندم تلويزيون است و اصلا‌ فضا و داستان قابل باور نيست و پايان اين اپيزود و فرار اين دو از دست آن زن پرداخت مناسبي دارد و آمادگي آن در مخاطب به خوبي ايجاد شده اما اينكه نشان داده شود همه اين كارها توسط زن كار خير بوده بيشتر بازي كردن با شعور مخاطب و در سطح برنامه‌هاي خانواده است. ‌
حاتمي كيا فضاي بسيار مساعدي را فراهم كرده و مي شد از تلخي فقر استفاده بيشتر كرد اين درست كه به دنيا نياوردن بچه دليل منطقي دارد اما اولا‌ مي شد از طنز در اين داستان جلوگيري كرد و دوما مثلا‌ نشان داد كه آن زن بچه را به دنيا آورده و فروخته اينطور فضا رئال تر نمي شد؟ همچنين با حضور اين زوج در خانه آن زن ديگر مشكل سقط جنين حل شد بود و بچه به دنيا مي آمد و خللي در روح كلي اثر پيش نمي آمد.

اپيزود سوم
يكي از نقاط قوت اصلي فيلم همين اپيزود است طنز خفيف حاكم بر آن در تركيب با لحظات تلخي كه براي گوهر خير انديش ايجاد مي شود لحظات ناب و كم نظيري را خلق كرده در واقع فيلم پس از دو اپيزود اول اينجا به يكباره اوج مي گيرد بازي‌هاي فوق العاده رضا بابك و گوهر خير انديش در اينجا قابل اشاره است شايد بتوان گفت هر چه حاتمي كيا به طبقه اجتماعي خودش ( يعني قشر متوسط مذهبي) نزديك تر مي شود فيلم قدرت بيشتري مي گيرد و مناجات گوهر خير انديش كنار درخت و يا ويار كردن او و خوردن ترشي و يا لحظه اي كه پزشك از لفظ تجاوز جنسي استفاده مي كند و واكنش گوهر خيرانديش از لحظات به ياد ماندني سينماي حاتمي كياست اين اپيزود حتي توان تبديل شدن به يك فيلم بلند را داشت و با پاياني مناسب يعني رفتن زن وشوهر به امام زاده در اوج تنهايي خاطره بد اپيزود دوم را از اذهان پاك مي كند.

اپيزود چهارم
اين اپيزود هم نسبتا اپيزود خوبي است و غافلگيري‌ها به موقع و خوب است و حاتمي كيا در استفاده از خودكار به عنوان نشانه رابطه اي آن زن و مرد استعداد سينمايي اش را نشان داده اين اپيزود همانند كل فيلم ساختار بسيار قدرتمندي دارد اما اندكي چگونگي رابطه و اتفاقاتي كه مي افتد گنگ است.يعني براي مخاطب نامفهموم است كه اصل داستان چيست؟ حال پرداختن به خيانت انجام شده و سقط جنين داستاني ديگر دارد به نظرم تنها نقطه ضعف ( كه چندان هم مهم نيست) همين است هر چند لحظات زيبايي مثل مواجهه دو پزشك را دارد.

اپيزود پنجم
اگر كل فيلم دعوت را اپيزودهاي ضعيف و بي مايه تشكيل مي داد به خاطر اين اوج به ياد ماندني مي شد همه آنها را فراموش كرد و اين از خوبي‌هاي اثري اپيزوديك كه يك اپيزود مي تواند بار كل اپيزود را به دوش بكشد(هر چند دعوت حداقل سه اپيزود خوب دارد) شايد بتوان گفت حاتمي كيا كل فيلم را براي همين اپيزود ساخت و بازي‌هاي مريلا‌ زارعي و فرهاد قايميان حالا‌ حالا‌‌ها از ياد نخواهد رفت حاتمي كيا باز هم سراغ طبقه اجتماعي مي رود كه شناخت خوبي از آنها دارد و همين است كه بازي فرهاد قايميان در اين اپيزود اينچنين قدرتمند است فردي كه ظاهرا استاد ژنتيك است اما به مانند يك مرد سنتي زن صيغه اي دارد و زن را تحت فشار مي گزارد اين اپيزود با اين تناقض‌ها آغاز مي شود و اصرار بهار بر حفظ بچه به زيبايي اش مي افزايد امثال شخصيت فرهاد قائميان را در جامعه زياد مي بينيم و پرداختن به مشكل زن‌هاي صيغه اي به اين زيبايي در حالي كه عد ه اي در حال قانوني كردن اين معضل هستند قدم بزرگي است دقايق پاياني فيلم و رويارويي همسر آن مرد با بهار از كاگرداني فوق العاده اي بهره مي برد. ‌
در كل بعضي اپيزود‌ها نشانه‌هايي از دوران اوج حاتمي كيا را دارد اما ما با كارگرداني مواجهيم كه بعضي اثارش به واقع آتش به دلمان زده و به هر اثرش نمي توانيم نمره خوب بدهيم به نظرم فيلم طرفداران حاتمي كيا را راضي نمي كند تنها به يك دليل و آن هم اينكه اين اولين فيلمي است كه حاتمي كيا بدون توجه به ايدئولوژي به سراغ جامعه رفت در واقع دعوت يك اثر اجتماعي كامل است و شايد اين جدايي از ايدئولوژي و كار كردن به سبك يك كارگردان بدنه باعث شود فيلم به دل تعدادي ننشيند اما بايد به اين نكته توجه كرد كه حاتمي كيا در اولين قدمش در سينماي اجتماعي و رويارويي مستقيم با اجتماع اثري خوب ساخته و بايد صبر كرد كه مانند سينماي دفاع مقدس اندكي در اين عرصه آزمون خطا كند همانطور كه بعد از چندين اثر حاتمي كيا به فيلمي مثل از كر خه تا راين رسيد ما منتظر يك شاهكار اجتماعي از حاتمي كيا هستيم شايد فيلم قبل از دعوت همان اثر باشد (كه گفته مي شود يكي از اپيزود‌هاي دعوت است كه حاتمي كيا تصميم گرفته با تعمل و زمان بيشتر به آن بپردازد) بايد منتظر اثار بعدي حاتمي كيا بمانيم.


ايزد مهرآفرين

اصل خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 12:59  توسط محسن  |